تبليغاتX

 

بیا تو
+ نوشته شده توسط خودم در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:8 |
+ نوشته شده توسط خودم در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:1 |

 

powerede by:www.red-fc.blogfa.com designing by www.perspolis.vcp.ir

+ نوشته شده توسط خودم در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:57 |

السلام عليك يا شمس الشموس، وأنيس النفوس، المدفون بأرض طوس، السلطان أبي الحسن،

                                         الإمام علي بن موسى الرضا، الراضي بالقدر والقضاء

اللهم صل على علي بن موسى الرضا المرتضي
الإمام التقي النقي وحجتك على من فوق الأرض ومن تحت الثرى الصديق الشهيد صلاة كثيرة تامة
زاكية، متواصلة، متواترة، مترادفة
كأفضل ما صليت على أحد من أوليائك

+ نوشته شده توسط خودم در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:29 |

حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام

دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.

چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».

گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السلام دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد «هنگامي كه نوبت به امام هشتم عليه السلام مي رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعي كه در باره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضاست، يا ديگران و ديگران اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه اي نداشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا عليه السلام يعني ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا عليه السلام بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مساله ولايتعهدي منتهي شد».

حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاي خود بيفزايد، و فعاليتهاي خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. او خود يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي گويد، به مامون چنين اظهار مي دارد: «اين مساله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود». در اين جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بياوريم كه به مأمون مي گويد: اي امير مؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود.

در چنين شرايطي و پس از آن كه حضرت رضا عليه السلام بعد از پدر مسئوليت رهبري و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاه هاي مردمي خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنين بود كه پيش از آن كه به منطقه اي حركت كند، نماينده اي به ديار گسيل مي داشت تا مردم را از ورود خويش آگاه كند تا وقتي وارد شهر مي شود مردم آماده استقبال و ديدار با او باشند. سپس با گروههاي بسيار بزرگ مردم اجتماع بر پا مي كرد و در باره امامت و رهبري خود با آنان گفتگو مي فرمود. آنگاه از آنان مي خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمينه هاي گوناگون معارف اسلامي بدهد. سپس مي خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگويان، همچنين با دانشمندان غير مسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره بپردازند.

پدران حضرت رضا عليه السلام به همه اين فعاليتهاي آشكار مبادرت نمي كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمي رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاه هاي مردمي خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا عليه السلام اين مسئله امري طبيعي بود، چرا كه پايگاههاي مردمي بسيار شده و نفوذ مكتب امام علي عليه السلام از نظر روحي و فكري و اجتماعي در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همياري مي كردند افزايش يافته بود.

پس از آنكه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاه هاي مردمي، امام بخوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام عليه السلام در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاي گسترده اي كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند، اما نظير اين پايگاهها به اين درد نمي خورد كه پايه حكومت امام عليه السلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت. اين همان احساسهاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاه ها و مانند هاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد.

امام رضا عليه السلام در اين مرحله خود را آماده آن مي كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد، اما با شكلي كه خود مطرح كرده بود و مي خواست نه در شكلي كه مأمون اراده مي كرد و در آن شكل ولايتعهدي را به او عرضه داشت و او آنرا رد كرد و نخواست.

اين تصويري است از دوران امام كه مي تواند در تفسير دو رخداد مهم يعني مسئله ولايتعهدي و نيز مسئله پيشنهاد خلافت به امام از سوي مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبيري ديگر، مي توان گفت تنشهاي موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايي از طوفاني بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموي و از سوي دو خاندان مهم علوي و عباسي بر پا شده بود. در ميان چنين طوفاني بود كه قدرت طلبان خاندان عباسي بر اسبهاي لجام گسيخته خود مي نشستند و هر گونه كه مي خواستند به سوي هدف خود - و با اين ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مي كند - مي رانند و گاه هم در اين هياهو و در غياب ديده هاي مردم خنجري هم از پشت به خاندان علوي مي زدند و پس از آن ميوه اي را كه در دست مجروح اين خاندان بود، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ در مي ربودند.

خاندان عباسي از سويي از نام «آل محمد» سوء استفاده مي كرد، چندان كه گاه به خاطر نزديكي طرز كار يا تبليغاتشان با آل علي، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مي كردند كه همان خط آل علي هستند. حتي لباس سياه بر تن كردند و مي گفتند: اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيي است، و عده اي حتي از سرانشان، خيال مي كردند كه دارند براي آل علي كار مي كنند.

از سويي ديگر نيز همين خلفاي خاندان عباسي از همان روزهاي نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مي دانستند و از آن بيم داشتند. سختگيريهايي كه از همان دوران آغازين حكومت عباسي عليه بذ الحسن به عمل آمد، گواهي بر اين ترس و وحشت عباسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است. گواهي ديگر آن كه آورده اند: منصور هنگامي كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهيم - از علويان - مشغول بود شبها را نمي خوابيد، حتي در همين زمان دو كنيز براي او آوردند كه آنها را رد كرد و گفت: «امروز روز زنان نيست و مرا با آنان كاري نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهيم از آن من و يا سر من از آن ابراهيم مي شود. او در همين جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزوني اندوه نمي توانست درست سخن خود را پي گيرد.»

اين نگراني در دوران پس از منصور نيز ادامه يافت و نگراني مهدي و هارون عباسي بيش از منصور بود، چندان كه در همين دوران امام كاظم عليه السلام آن زندانهاي سخت خود را گذراند. پس از اين دو، نوبت به مأمون رسيد. در دوران مأمون مسئله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرين تر بود. چه، شورشها و فتنه هاي فراواني سرتاسر ولايتها و شهر هاي بزرگ اسلامي را در برگرفته بود تا جايي كه مأمون نمي دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حل مسئله بپردازد. او مي ديد و از اين رنج مي برد كه سر نوشتش و سر نوشت خلافتش در معرض تند بادهايي قرار گرفته كه از هر سو بر آن مي تازد.

مأمون در كنار اين ترس و نگراني از هوشي سرشار، فهمي قوي، درايتي بي سابقه، شجاعتي كم نظير و جديتي راهگشا بهره مند بود و اينها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكاري تازه بر روي صحنه آورد و امام هشتم را باتجربه اي بزرگ روياروي سازد و مسئله ولايتعهدي را پيش آورد، هرچند در اين زمينه نيز، تدبير امام عليه السلام او را ناكام ساخت.

+ نوشته شده توسط خودم در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 12:26 |
+ نوشته شده توسط خودم در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 12:10 |

             نجف اشرف پايتخت فرهنگي جهان اسلام در سال 2012

در پي انتخاب نجف اشرف به عنوان پايتخت فرهنگ اسلامي براي سال 2012، دانشگاه کوفه با برگزاري همايشي ، اقدامات لازم را براي ميزباني نجف اشرف بررسي کرد .
هادي التميمي استاد دانشگاه کوفه در گفتگوي اختصاصي با واحد مرکزي خبر اظهار داشت‌ در همايش فرهنگي - فکري که به مناسبت انتخاب نجف اشرف به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام در سال 2012 برگزار شد، مسائل مختلف مربوط به توسعه و نوسازي اين استان براي کسب جايگاه مناسب در ميان کشورهاي مختلف اسلامي، گفتگو شد.
وي افزود در اين همايش شمار زيادي از فرهنگيان، استادان دانشگاه ها و اديبان استان نجف اشرف و شماري از استادان دانشگاه کوفه حضور داشتند.
در نشست اخير وزيران فرهنگ کشورهاي اسلامي که ماه گذشته در ليبي برگزار شد، نجف اشرف نخستين بار در تاريخ عراق، به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام براي سال 2012 انتخاب شد.


 

+ نوشته شده توسط خودم در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 12:34 |
ثروتمندترین فرد جهان معرفی شد

بافت به 13 سال برتری بیل گیتس خاتمه داد. میزان ثروت و دارایی بافت در 12 ماه منتهی به 11 فوریه با 10 میلیارد دلار افزایش به بیش از 62 میلیارد دلار رسیده است.


نشریه فوربس در تازه‌ترین شماره خود نوشت، وارن بافت رئیس شرکت برک شایر با پیشی گرفتن بر بیل گیتس رئیس مایکروسافت به ثروتمند‌ترین میلیاردر جهان تبدیل شده است.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از فارس، این نشریه در ادامه افزود : بافت به 13 سال برتری بیل گیتس خاتمه داد. میزان ثروت و دارایی بافت در 12 ماه منتهی به 11 فوریه با 10 میلیارد دلار افزایش به بیش از 62 میلیارد دلار رسیده است.

میزان داراییهای بیل گیتس نیز در این مدت با 2 میلیارد دلار افزایش به 58 میلیارد دلار رسیده است. بیل گیتس با دو پله سقوط به سومین ثروتمند بزرگ جهان تبدیل شده است.

کارلوس اسلیم مکزیکی 68 ساله و مالک شرکت مخابراتی مکزیک با 60 میلیارد دلار دومین ثروتمند بزرگ جهان شناخته شده است. روسیه با پشت سر گذاشتن آلمان دومین کشور جهان از لحاظ میلیاردرها به شمار می‌رود.

بیش از 70 درصد میلیاردرهایی که به تازگی در فهرست فوربس قرار گرفته اند، از روسیه، هند، چین و آمریکا هستند.

در سال 2006 نیمی از 20 میلیاردر بزرگ جهان از آمریکا بودند. این در حالی است که این تعداد امسال به چهار نفر کاهش یافته است.

ارزش سهام شرکت برک شایر طی 20 سال اخیر بیش از 4700 درصد رشد داشته است . ارزش این شرکت بیش از 215 میلیارد دلار است و دهمین شرکت بزرگ جهان به شمار می رود . ارزش شرکت مایکروسافت نیز بیش از 262 میلیارد دلار برآورد شده و این شرکت هفتمین شرکت بزرگ جهان است.

لاکشمی میتال هندی مالک کارخانه بزرگ تولید فولاد چهارمین ثروتمند بزرگ جهان است. بیش از 1125 میلیاردر بزرگ از 54 کشور جهان در فهرست امسال فوربس قرار دارد که نسبت به سال قبل 179 نفر افزایش داشته است.

ارزش کل دارایی این افراد بیش از 4/4 تریلیون دلار است . میانگین ثروت هر یک از این افراد به بیش از 9/3 میلیارد دلار می رسد که نسبت به سال قبل 250 میلیون دلار رشد نشان می دهد.

جوان‌ترین عضو این فهرست مارک زوکربرگ موسس شرکت FACEBOOK است. وی با 23 سال سن بیش از 5/1 میلیارد دلار ثروت در اختیار دارد.

ثروتمندترین زن جهان نیز خانم لیلیان بتن کورت دختر مالک شرکت لورآل فرانسه است. وی با 22 میلیارد دلار ثروت در رتبه 17 فهرست قرار دارد.


+ نوشته شده توسط خودم در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 9:28 |
کشف دو نسخه قرآن قدیمی در هندوستان

درحالی که سازمان باستان شناسی هندوستان ارزش این گنجینه کمیاب را بررسی می کند پلیس گفت سه نفر در این رابطه مورد اتهام بوده و دستگیر شدند.


دونسخه قرآن قدیمی که با واژه هایی از طلا نگاشته شده و تاریخ آن به عصر مغول باز می‌گردد در هندوستان کشف و دیروز شنبه 18 اسفندماه به نمایش گذاشته شدند.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری مهر، درحالی که سازمان باستان شناسی هندوستان ارزش این گنجینه کمیاب را بررسی می کند پلیس گفت سه نفر در این رابطه مورد اتهام بوده و دستگیر شدند.

کارشناسان در ابتدا تخمین زده اند دو نسخه قرآن به زبان عربی که یکی 150 صفحه و دیگری 220 صفحه دارد به به دوره شاه جهان یا اورنگ ‌زیب تعلق دارد.


+ نوشته شده توسط خودم در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 14:59 |
چرا امام حسن(ع) صلح کرد؟

بخش اول: دلایل صلح

الف: از منظر جبهه معاویه:
هدف اصلی معاویه «وصول کم هزینه به هدف» (یعنی همان حکومت) بود؛ زیرا می‌دانست صاحب اصلی حکومت امام حسن(علیه السلام) است و برای به دست آوردن حکومت باید ـ هر چند در ظاهر ـ صاحب اصلی آن را قانع و متعهد بسازد و بهترین راه آن صلح بود.
به این ترتیب معاویه از نتایج نگران کننده جنگ که بارها به آن تاکید داشت و عواقب درگیری با فرزند رسول الله که جایگاه معنوی و اعتقادی مهمی میان مردم داشت، در امان می‌ماند.

تاریخ هم نشان می‌دهد هدف معاویه «سلطه» بود که با صلح بهتر تأمین شد. وی در خطبه‌اش در نخیله گفت: «من با شما جنگیدم که سلطه خود را بر شما ثابت کنم و این را خدا (با صلح) به من داد و شما ناراضی بودید.» (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج 4، ص 16.)

در کنار هدف اصلی، وی پنداشته بود کناره‌گیری امام حسن از حکومت به نفع او، در افکار عمومی به معنای کناره‌‌گیری از خلافت تلقی خواهد شد و او به عنوان خلیفه قانونی معرفی خواهد شد. مؤید این نظر بیعتی است که معاویه از مردم به عنوان خلافت خود می‌گرفت.

دستاورد دیگر این بود که در صورت رد صلح از سوی امام و ادامه جنگ و شهادت امام، هیچ دستاویزی برای قیام‌های مخالفان و... نمی‌ماند.

روشن است که با پذیرش مصلحتی صلح از سوی امام حسن (علیه السلام) و به بیان دیگر پذیرش «ترک مخاصمه» دستاورد رفع مسئولیت در صورت قتل امام، از بین می‌رفت. درباره حس سود جویانه و رسیدن به خلافت هم که امام حسن بارها حتی نزد خود معاویه موضوع واگذاری موقت حکومت و تفکیک حکومت و خلافت را مطرح می‌کرد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ص 44، ج 10، ص 138و امالی، شیخ طوسی، دارالثقافة، قم، 1413 ق، ص 561.) در مورد هدف اصلی «وصول کم هزینه معاویه به حکومت» سخن خواهیم گفت.

ب. دلایل صلح از منظر جبهه امام:
جریان‌شناسی دقیق دو طیف متعارض (صالحان و ناصالحان) نشان می‌دهد، «دنیازدگی و عدم دینداری»، مردم در نهایت موجب پذیرش صلح از سوی امام حسن شد؛ لذا آن حضرت این دو را به عنوان عامل صلح معرفی و با تعبیر «عبید الدنیا» از آنان یاد می‌کند. (بحارالانوار، ج 44، ص 21.)

نقاط اوج این رویکرد را می‌توان در استقبال نکردن مردم از حضور در اردوگاه جنگ امام حسن یافت، به گونه‌ای که امام حسن فرمود: «... شگفتا از مردمی که پی در پی نه حیا دارند، نه دین... اف بر شما ای بردگان دنیا...» (همان، به نقل از الخرائج و الجرائح، راوندی، موسسه امام مهدی، قم، 1409 ق، ج 2، ص 575.)

همین طور در سردادن شعار زندگی، وقتی که امام فرمود: معاویه ما را به چیزی فراخوانده است که عزت و عدالت در آن نیست. اگر زندگی دنیا را می‌خواهید، می‌پذیریم و این خار در چشم را تحمل می‌کنیم و اگر مرگ را بخواهید آن را در راه خدا ارزانی می‌داریم.» راوی می‌گوید: همه فریاد زدند: «بل البقیة و الحیاة.» (بحارالانوار، ج 44، ص 21.) مباحث مترتب بر دنیاگرایی مردم را مرور می‌کنیم.

+ نوشته شده توسط خودم در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 17:47 |
مسلمان شدن به خاطر توهین به پیامبر!

این تازه مسلمان فیلیپینی، مهمترین دلیل مسلمان شدن خود را توهین های مشابه و مکرری اعلام کرده است که علیه مقدسات اسلامی دائما تکرار می شوند.


یک مسیحی از کشور فیلیپین، با تکرار انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز علیه پیامبر (ص)، اسلام آورد!

به گزارش شیعه نیوز به نقل از ابنا، این تازه مسلمان فیلیپینی، مهمترین دلیل مسلمان شدن خود را توهین های مشابه و مکرری اعلام کرده است که علیه مقدسات اسلامی دائما تکرار می شوند، در حالیکه مسلمانان تاکنون به هیچ دینی توهین نکرده‌اند و به تمامی پیامبران الهی احترام می گذارند.

اینجاست که دیگر بار بر این کلام صحه گذاشته می شود که:
«یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ ـ می‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا گر چه کافران را ناخوش افتد نور خود را کامل خواهد گردانید» صدق الله العلی العظیم.


+ نوشته شده توسط خودم در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 9:59 |
                          طواف آب گرداگرد عباس(ع)

تصاویری از چشمه آب زلالی که صدها سال است گرداگرد قبر اصلی حضرت ابوالفضل العباس(ع) در زیر حرم مطهرش در کربلا طواف می‌کند و این است اجر تشنه‌ماندن او بر لب فرات به احترام تشنگی برادر ...

+ نوشته شده توسط خودم در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 9:56 |